لایک خودکار, استفاده ایمن, کامنت خودکار, کاملا اتوماتیک, پشتیبانی کامل, آپدیت های رایگان, فالو و آنفالو خودکار, گردآوری افراد هدف, نصب سریع و استفاده آسان, کنترل کامل روی حساب اینستاگرام,
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (هنوز امتیازی داده نشده!)
Loading...

آرزوی تحصیل و زندگی اروپا چشمایش را کور کرد

آرزوی تحصیل و زندگی اروپا چشمایش را کور کرد

دختر دانشجویی که رویای تحصیل و زندگی در اروپا را در سر می پروراند بعد از سفر داییش به ایران و معرفی مهندس ایرانی مقیم اتریش در رویای زندگی اروپا گشت و گذار میکرد تا اینکه از تهران به مقصد وین راهی شد. حتی در خیالش هم تصور نمی کرد که سفر رویاییش به سرنوشت غم انگیزی بدل شود.

دختری با آرزوهایی بزرگ

سوسن، در رشته حسابداری یکی از دانشکده‌های تهران مشغول به تحصیل بود و فکر راه اندازی یک شرکت حسابداری در آینده را در ذهن داشت،به همین جهت رشته حسابداری را انتخاب کرده بود،اما با شنیدن وعده های شیرین دایی اش که ۲۰ سال قبل از اتریش به تهران آمده بود خیال پردازی های او در مورد ادامه تحصیل در اروپا شروع شد.

پیشنهاد وسوسه انگیز دایی ناصر

دایی ناصر که مقیم وین بود  پیشنهاد وسوسه‌انگیزی برای سوسن داشت، ناصر برای سوسن از مهندس پرویز گفت که یکی از همکارانش است و قصد ازدواج با یک دختر ایرانی را دارد و وضع مالی خوبی دارد، اگر موافق است به او معرفیش کند تا برای خواستگاری بیاید.

تماس مهندس پرویز

مهندس پرویز فردای آن روز با سوسن تماس تلفنی گرفت، و با او صحبت در مورد ازدواج  و آینده باز شد. تا اینکه مهندس پس از چند بار گفت‌ و گوی تلفنی حقایقی در مورد  زندگی قبلیش گفت؛ که چندین سال پیش ازدواج کرده و از همسرش جدا شده و در حال حاضر مطلقه است.

سفر مهندس پرویز به تهران

سوسن قبول کرد که مهندس به تهران بیاید تا از نزدیک باهم صحبت کنند و فرصتی هم به خود و هم به پرویز داده باشد.تا اینکه مهندس پرویز مسافر تهران شد به گفته دایی ناصر با آنکه مردی ۴۵ ساله بود اما به نظر خوش چهره و خوش صحبت می آمد. و غیر از آن مرد دست و دل بازی بود چون در چند روز اقامتش در تهران هدایای گران قمتی برای سوسن خریده بود که باعث شده بود دل سوسن را بدست آورد تا بلاخره سوسن تصمیم گرفت که با او ازدواج کند و به خوشبختی منتظرش بود برسد. و  تنها مشکل این بود که داماد شناسنامه اش را در اتریش جا گذاشته بود، اما با وعده اینکه در بهترین هتل شهر وین مراسم مجللی برای عروسی خواهد گرفت.

سفر سوسن به وین

و سرانجام یک ماه بعد خواندن صیغه محرمیت بین آنها، پس از بازگشت مهندس و فراهم شدن مقدمات لازم سفر سوسن از دانشگاه مرخصی گرفت قرار شد از طریق سفارت ایران در اتریش مراسم عقد رسمی انجام شود، و سوسن چمدانش را بست و راهی غربت شد.

سراب خوشبختی در اروپا

از سفرش به وین دو ماه  گذشته بود، اما هیچکدام از وعده های پرویز مثل مراسم عروسی مجلل، لباس بلند دنباله‌دار، کیک هفت طبقه و ماشین لیموزین خبری نشد. بهانه دائم پرویز این بود که شناسنامه‌اش گم شده ومشکلاتی برای گرفتن شناسنامه جدید دارد که باید برای حل آن صبر کنند.

و از یک سوی سوسن نه زبان آلمانی می‌دانست و نه جایی را در وین بلد بود تنها کاری که می توانست بکند به دایی ناصر اعتراض کند که او هم حرف پرویز را تکرار میکرد که صبر کند تا همه چیز درست شود.

زندگی پرویز با همسر اولش

تا اینکه او به طور اتفاقی فهمید نامزدش از همسرش طلاق نگرفته است و همچنان با زن و بچه‌اش زندگی می‌کند، که با فهمیدن این ماجرا تمام دنیا روی سرش خراب شده و از هوش رفت. و وقتی به هوش آمد پرویز بالا سرش بود که با خشم به او اعتراض کرد که پرویز با عذرخواهی از سوسن گفت در روند طلاقش از همسر اولش مشکلاتی هست و به او قول داد تا سند خانه ای که در آن زندگی میکند به نامش کند و همسر اولش را هم بزودی طلاق دهد.

بدهی سنگین دایی ناصر به پرویز

و در همین حین سوسن متوجه شده بود که دایی ناصر بدهی سنگینی به پرویز داشته و برای اینکه پرویز ازش شکایت نکند واسطه ازدواجشان شده.

بعد از شش ماه زندگی پرفراز و نشیب

شش ماه از آغاز زندگی مشترک و پرفراز و نشیب سوسن گذشته بود که متوجه بارداریش شد. که آواری بر سرش بود نه روی برگشت به ایران را داشت نه عقد قانونی اش در سفارتخانه ایران ثبت شده بود، دلش می‌خواست می‌مُرد.  یک ماه با شوهرش را به خانه راه نداد و با او قهر کرد تا آنکه پرویز برای بدست آوردن دلش یک تور تفریحی ایتالیا  گرفت و گوشه‌ای از مشکلات را جبران کند.

دستگیری پرویز توسط پلیس

ولی به جرم جعل اسناد ساختمانی یک هفته بعد پرویز توسط پلیس دستگیر شد و بعد از دو هفته به خانه برگشت.برای ختم غائله وقتی دوباره با اعتراض سوسن مواجه شد یک خودروی بنز به او هدیه داد. سوسن ماه هشتم بارداری خود را سپری می کرد پرویز به جرم کلاهبرداری دستگیر شد و به ۵ سال زندان محکوم شد.

بعد از به دنیا آمدن دخترش متوجه شد که خانه و خودرویی که از پرویز هدیه گرفته است اقساط عقب افتاده دارد به ناچار به ایران برگشت و دیگر با پرویز ارتباطی نداشت تا اینکه۲۰ سال از ماجرای زندگیش گذشت.

آرزوی تحصیل و زندگی اروپا چشمایش را کور کرد

ورودش به دادگاه خانواده

منشی شعبه ۲۷۶ با خواندن نام سوسن و دخترش از آنها خواست که وارد دادگاه شوند،بعد وارد شدن، روبه‌روی قاضی «غلامرضا احمدی» روی صندلی نشستند.

موضوع دادخواست

زن میانسال ۴۳ ساله دادخواستی به دادگاه مبنی بر«فوت فرضی شوهر» داده بود. به دلیل نیافتن کوچکترین ردی از شوهرش در ایران و اتریش درخواست اعلام فوت داشت تا بتواند اینگونه طلاق بگیرد.و قاضی با نگاهی به پرونده سوسن و دخترش و گفت: «چرا فکر می‌کنید همسر شما فوت شده است؟»

پاسخ سوسن به قاضی

سوسن در پاسخ به قاضی گفت: آقای قاضی ۲۰ سال پیش چون دایی‌ام را مسبب بدبختی‌ام می‌دانستم حتی به سراغ او هم نرفتم و به ایران برگشتم، و از روزی که شوهرم را با دستبند بردند، بانک خانه و زندگی‌ام را توقیف کرد. در ایران به تحصیلم ادامه دادم و دخترم را بزرگ کردم. بعد از ۵ سال زندانی بودن شوهرم هیچ تماسی با هم نداشتیم و او حتی بعد از آزادی به سراغ دایی‌ام نرفت و خبری از او ندارم. حتی توانایی گرفتن شناسنامه برای دخترم هم نداشتم تا اینکه با مدارکی که داشتم ازدواجمان را ثابت کردم و برای دخترم شناسنامه گرفتم، تا اینکه شنیدم در سن ۶۴ سالگی فوت کرده و در این سالهای گذشته هیچ ردی از شوهر کلاهبردارم پیدا نکردم.

قاضی دوباره پرسید

خودتان و دخترتان مشکلی برای خروج از کشور ندارید. پس رأی دادگاه مبنی بر فوت همسر سابق‌تان را برای چه می‌خواهید؟» سوسن در پاسخ به قاضی گفت: «اگر خواستگاری برای دخترم بیاید با توجه به اینکه به سن قانونی ازدواج رسیده است به مشکل بر می‌خورد. و چون وضعیت زنده بودنپدرش مشخص نیست و پدر بزرگش هم زنده نیست وکلا توصیه کردند به داداگاه خانواده مراجعه کنم.

توضیحات قاضی احمدی

او که مصمم بود برای آینده فرزندش تصمیم درستی بگیرد. و در آن لحظه احساس می‌کرد تنها دلخوشی زندگی‌اش دخترش است. قاضی احمدی در توضیحاتی  به سوسن و دخترش بیان کرد که طبق اصول قانون مدنی که باید ۱۰ سال از مرگ فرد غایب بگذرد یا بیش از ۷۵ سال سن داشته باشد.  با این حال صدور رأی را به بررسی بیشتر موکول کرد. سوسن هم دست دخترش را گرفت و از دادگاه خارج شد.

با کانال تلگرام «هفت حوض» همراه شوید

این مطلب رو با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

print
برای عضویت در کانال تلگرام وبسایت هفت حوض کلیک کنید - join to telegram channel

ارسال یک پاسخ

CLOSE
CLOSE