1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (2 رای, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری+تصاویر

اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری+تصاویر

حمید صفت در اولین گفتگو خود پس از دستگیری مطالب مهمی را بیان کرد

حمید صفت صبح امروز مورخ ۱۳۹۶/۰۵/۲۹ به عنوان متهم برای پاسخگویی در مورد مرگ مرموز ناپدریش در مقابل بازپرس ویژه قتل پایتخت قرار گرفت.

به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان و به گزارش وبسایت هفت حوض

امروز صبح حمیدرضا صفت، خواننده رپ معروف، در شعبه سوم دادسرای امور جنایی به ریاست سجاد منافی آذر حضور پیدا کرد. دیروز ماموران کلانتری ۱۴۵ ونک در جریان مرگ مرموز مرد ۶۶ ساله ای به نام هوشنگ در بیمارستان قرار گرفتند و زمانی که گروهی از ماموران برای تحقیقات اولیه به بیمارستان رفتند، مشخص شد که هوشنگ به خاطر ضربه جسم سخت به ناحیه سر و شکستگی جمجمه فوت کرده است.

در این مرحله تیمی از ماموران اداره ۱۰ آگاهی تهران به دستور بازپرس سجاد منافی آذر از شعبه سوم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران برای تحقیقات فنی وارد میدان شدند. کارآگاهان با حضور در بیمارستان فهمیدند که مرد ۶۶ ساله پیش از مرگش گفته که حمیدرضا (حمید صفت)، پسر همسرش مقصر این درگیری بوده است. بدین ترتیب تجسس های پلیسی شروع شد و ساعت ۱۵ ظهر شنبه حمید ۲۴ ساله در کلانتری ۱۴۵ ونک حاضر شد و پس از دستگیری وی برای بازجویی‌های فنی در اختیار ماموران پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. پس از بازجویی های پلیسی دیشب پرده از راز این درگیری مرگبار برداشت و ادعا کرد که قصد کشتن او را نداشته است.

حمید صفت در مقابل بازپرس ویژه قتل در دادسرای جنایی گفت:

شب قبل از حادثه دوست مادرم که همسایه آنها در آلمان بود میهمان خانه شان بود و مادرم با من تماس گرفت و خواست تا آنها را به فرودگاه ببرم ولی چون ماشین نداشتم گفتم نمی توانم او را به فرودگاه ببرم به همین خاطر مادرم خودش میهمانش را به فرودگاه رساند.

حمیدرضا در ادامه اظهارت خود گفت:

ساعت شش صبح ۲۴ مرداد با مادرم تماس گرفتم و او گفت که هنوز به خانه نرسیده است، از او خواستم زمانی که به خانه رسید به من خبر بدهد تا به خانه بروم و لوازم خود را که آنجا گذاشته بودم بردارم. صبح روز حادثه برادرم از آمریکا با من تماس گرفت و گفت مادرمان با هوشنگ، ناپدریمان درگیر شدند و از من خواست که خود را به آن جا برسانم تا در جریان ماجرا قرار بگیرم. ظهر آن روز مادرم نیز با من تماس گرفت و از من پرسید که چه زمانی به آن جا می روم، من نیز راهی خانه خودمان شدم.

اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری+تصاویر
حمیدرضا صفت گفت:

وقتی که در خانه را باز کردم دیدم ناپدریم سمت چپ مبل نشسته است و یک میز نیز جلوی او قرار داشت. گوشی موبایل خود را روی میز گذاشتم و به او گفتم: مگر نگفتم مادرم را اذیت نکن، کتکش نزن، او نیز گفت: زدم که زدم. می خواستم او را بترسانم به همین خاطر یک گلدان را که در نزدیکیم قرار داشت برداشتم و به سمت راست مبل پرتاب کردم سپس میز را برگرداندم تا کمی او را بترسانم. او نیز می خواست بلند شود و به سمت من بیاید که در همین هنگام مادرم بین ما قرار گرفت و من با یک دست به صورتش زدم. در همین هنگام همسایه ها با صدای درگیری ما به جلوی در خانه آمدند که مادرم به سمت در رفت و من نیز هوشنگ را رها کردم و به درگیری مان پایان دادم.

وی گفت:

دراین هنگام هوشنگ به سمت آشپزخانه رفت تا با چاقو به سمت من هجوم آورد که متوجه کارش شدم و به سرعت خودم را به او رساندم و دستانش را گرفتم که نتواند کاری کند که در این لحظه یک لیوان آب را برداشت که او را از دستش گرفتم و به زمین زدم و در ادامه همسایه ها وارد خانه شدند و ما را از هم جدا کردند و من نیز همراه مادرم از خانه خارج شدیم. بازپرس منافی آذر در این هنگام به متهم گفت: در گزارش پرونده، علت مرگ هوشنگ برخورد ضربه شدید به گیج گاه سمت راستش اعلام شده است، حرفی در این مورد داری؟ حمیدرضا در ادامه بیان داشت: شاید هنگام درگیری سرش به کمد یا دیوار برخورد کرده باشد، اما من فقط قصد داشتم کمی او را بترسانم و قصد کشتن او را نداشتم و هیچ ضربه ای به سرش نزدم.

اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری+تصاویر

اولین گفت وگو با حمید صفت پس از دستگیری را می خوانید:

پدر و مادرت چه زمانی و به چه دلیل از هم جدا شدند؟

زمانی که کودکی پنج ساله بودم متوجه جدایی پدر و مادرم شدم، علت جدایی آن ها را بطور دقیق نمی دانم اما آن ها باهم اختلاف داشتند.

مادرت چه زمانی با مقتول ازدواج کرد و مقتول چطور آدمی بود؟

۱۱ سال پیش مادرم با هوشنگ ازدواج کرد، ناپدریم آدم عصبی و پرخاشگری بود و به خانواده مادریم نیز زیاد توهین می کرد، به طوری که حتی یک بار در آلمان نیز با مادرم درگیر شده بود و برای او چاقو کشیده بود اما من هیچ وقت اعتراضی نکردم و هوشنگ با خانواده خودش نیز پرخاشگری می کرد.

هوشنگ چه کاره بود؟

او در آلمان مغازه عتیقه فروشی داشت و در ایران بیکار بود، هوشنگ از زن اولش نیز سه فرزند داشت که یکی از آن ها فوت کرده است و اکنون دو فرزند دیگرش در فنلاند زندگی می کنند.

چرا بیکار؟

بارها از او خواستم به در مغازه دوستانم که در املاک و نمایشگاه ماشین دارند برود و مشغول به کار شود تا کمتر در خانه باشد و با مادرم درگیر شود ولی حرف گوش نمی کرد.

با هوشنگ اختلاف داشتی؟

او مثل پدرم بود و همیشه احترامش را نگه داشته بودم و حتی دو روز قبل از ماجرا وقتی به خانه رفتم متوجه شدم هوشنگ گوشی موبایلش خراب شده و بدون اینکه به او حرفی بزنم به پاساژ پایتخت رفتم و در حالیکه پول زیادی در بساط نداشتم یک گوشی موبایل برای هوشنگ خریدم.

چرا مادرت از هوشنگ جدا نشد؟

نمی دانم، هوشنگ بیماری قلبی و هپاتیت C داشت و به خاطر قرص هایی که می خورد دچار افسردگی و احتمال اینکه خودکشی کند هم وجود داشت ولی مادر با همه این مشکلات در کنار هوشنگ ماند و به زندگی اش ادامه داد و او را در شرایط سختی که داشت حمایت کرد.

حرف آخر؟

من عمدی ناپدریم را کتک نزدم فقط می خواستم او را بترسانم تا فکر نکند مادرم بی کَس و کار است، من از ابتدا تمام ماجرا را صادقانه گفته ام و پس از اینکه ناپدریم جان باخت خودم را به کلانتری معرفی کردم و هیچ وقت قصد کشتن یا قتل عمد نداشتم و همه دوستان و اطرافیانم می دانند که من به خاطر کارم هیچ وقت به فکر انتقام گیری و خشونت نبودم و کارهایی را که ساختم نیز در مورد بخشش و کارهای فرهنگی بوده است.

منبع: yjc

با کانال تلگرام «هفت حوض» همراه شوید

این مطلب رو با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

برای عضویت در کانال تلگرام وبسایت هفت حوض کلیک کنید - join to telegram channel

ارسال یک پاسخ